تبليغاتX
برای تویی که خیلی دوستت دارم !
برای تویی که خیلی دوستت دارم !

چه می دونم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

 

 

                      

                            

 

                                 یه روز نمی دونم چی شد الکی دلم خواست بنویسم .

 

  

  سه شنبه است . فردا کارنامه هامونو می دن و من یه کم می ترسم .

باورم نمی شه همه چی تموم شده باشه . امروز بهت زنگ زدم . د وستت دارم . نفسم داشت بند می اومد . داشتم خفه می شدم . تلفن بوق می زد . بوق می زد . تا تلفونو برداری از ترس قطع کردم . دوباره شمارتو گرفتم . دو تا زنگ خورد برداشتی . گفتم سلام . می ترسم . اره می ترسیدم شنیدن صداتو از دست بدم . ای کاش نمی رفتی . ای کاش .

اخه عشقمو چرا گم کردی؟ هر کاری شد کردم تا تو برگردی. اره برگرد . تنها خواسته ام از تو اینه : برگرد

دستاتو می بوسم اگه برگردی. می بوسم.

 بلد نیستم زندگی کنم . اخه چرا رفتی.

همه اش دارم مرور می کنم برای خودم . همه اش دارم مثل یه کتاب هی برای خودم می خونم . هی به خودم می گم چی شد .

 

:

 

من و صادق

 اولش خیلی از من بدش می اومد . خیلی . من اول با یکی از دوستای اون آشنا شدم . البته این اشنایی توی چت  روم بود. از من بدش می اومد. هر وقت هم بهش پی ام می دادم می گفت مزاحم نشو . اون موقع خودش با کس دیگه ای بود . برای همین من مزاحمش نمی شم . تا این که ...

تا این که انگاری اون یه نفر رفت و ترکش کرد . گل عشق ما توی اوج زمستون به دنیا اومد و توی زمستون هم مرد .

اون یه نفر که حتی اسمش هم نمی دونم ولش کرده بود به امون خدا. صادق من اونو خیلی دوست داشت . خیلی . اما بعد از رفتنش عشقش به نفرت تبدیل شده بود . البته این چیزی بود که خودش می گفت .

اخه یه بار بهش گفتم : خیلی دلم می خواد جای اون بودم .

صادق گفت : یعنی این قدر می خوای من ازت بدم بیاد؟

 گفتم اخه بهش حسودی می کنم

اونم گفت : به نفرتی که به اون دارم حسودی می کنی؟

گفتم نه به این که دوستش داری

گفت : اون برای من مرده . ازش بیزارم .

. یادمه اولاش خیلی از من بدش می اومد . سه بار به من گفت برو به درک . اما چون دوستش داشتم من تلافی این حرفاشو گفتم : دوستت دارم . سه بار گفتم دوستت دارم و فکر می کنم همین جوری بود که شروع شد و منو اون با هم موندیم . عاشقش شدم . اولا همه یه جوریایی مسخره ام می کردن . اما جلو همه اشون ایستادم و حتی با  حتي با يكي از دوستام سر اين  موضوع قهر کردم . اخه عاشق صادقم بودم . همیشه هم اول حرف زدنمون به قول اون حرف کم می اوردیم . اون توی هیچ چیز کم نمی اورد الا حرف زدن .چون اول حرف زدنمون حرفي نداشتيم بزنيم اما يه چند ساعتي كه مي گذشت تازه می دیدیم چقدر حرف مونده برای زدن اما وقتی نمونده . اره .

خیلی حرف ها مونده که بهش بزنم اما اون دیگه با من نیست که صدامو بشنوه . البته همیشه بهش می گفتم تو نه منو می بینی نه صدامو می شنوی .  از این حرفم ناراحت می شد .

منو اون خیلی باهم خوب بودیم . دنیای قشنگ و عاشقونه ای برای خودمون ساخته بودیم . تو عالم شیطنت های بچه گونه یه نفر به من پیشنهاد داد . به صادقم گفتم . صادق گذاشت تصمیم گیری به عهده ی خودم باشه . یعنی حتی این اجازه رو به من داد تا برم با اون ادم جدید .

این رفتارهای مردونه اش عاشقم می کرد . عمرا صادقمو ول می کردم . خودش می دونست که با دنیا عوضش نمي كردم . با این حال برای امتحان کردن صادق که بدونم اونم احساس متقابلی نسبت به من داره یا نه به صادق گفتم من به اون ادم قول دادم که باهاش بمونم . صادق هم هیچی نگفت .

به صادق گفتم حسوديت واقعی بود . اونم گفت اره . اما گفت خیلی زوده برای این که بفهمی  حسوديم واقعیه یا نه ( حسودی )*

 صادق حالا رفته در آغوش يه غريبه ي ديگه .

 يه غريبه ي دوست داشتني البته براي صادق .

 من توي تنهاييم  موندم  و موندم .

 حالا اشك ريختن فقط به يه اراده است . اونوم اراده ي  صادق .

 حالا احساسش مي كنم . هر وقت كه غم مي اد تو دلش وجودم اتيش مي گيره . كنارم نيست . نمي زاره حتي ببينمش . حتي حق ندارم صداشو بشنوم .  حالا دنياي من نابوده .

 دارم مي بينم . تنها چيزي كه مي بينم .

 يه سياهي مطلق توي عمق دريا . هيچي نيست . اب راكد دورم رو گرفته و من فقط در خيسي اي هميشگي سرگردانم . وقتي چيزي رو نمي بيني معنيش اين نيست كه كور شدي شايد معنيش اينه كه دنيا نابود شده. فنا شده .

 توي اين سياهي سالهاست دارم ميميرم . داشتم مي مردم .

مي خواي بدوني سياهي چيه؟
 مدتها روي تخت خوابت بموني . چشماتو به روي همه ي هديه هايي كه بهت داده ببندي . مي دوني چه جوري؟ فقط بايد خيره نگاشون كني . توشون چي مي بيني هيچي.

 عشق؟ مي خواي باور كنم؟ الان مي گي : خب به درك باور نكن .

يه شاعر يه ديونه ي شاعر ميون اين همه اب .

 يه مدت كه بگذره صداهايي مي شنوي . روي تختت هستي و يه عالمه تصوير ميبيني . انگار راستي راستي عدد شيطان مي اد تو خوابت . اما تو بيداري. چي داري مي بيني؟

 كار از كار گذشته فقط صدا ها و عكس هاي اونو مي بيني

صداشو مي شنوي . ياد خاطرا تت . ياد حضورش . ياد اشك هات . ياد حرفاش . ياد اعتماد .

 ياد صلابتش . ياد لحن كلامش . ياد مردونگيش. اينا نه توهّمه نه خيال . ديگه كارت از توهّم و خيال گذشته . تو كنارشي. اون حِسّت نمي كنه . و تو داري ميبينيش.

 داري نگاهش مي كني .

 توي اين دنيا مي توني بهش دست بزني بي واهمه ي داشتن حيا و نجابت مي توني از نزديك بوش كني . احساسش كن . مثل تولده.

 عاليه . تنها مشكل اين جاست كه داري مي بينيش.

روي اين تخت سفت داري قلت مي زني اما مي بينيش.

 باور كن اين يه خيال نيست . زير دريا هستم . توي سياهي مواج بين ابهاي هميشه راكد .

 از اسمون كه به ماند از سطح زمين مي خواي واست حساب كنم چند ميلي متر جيوه فاصله دارم؟ نه نمي شه . تا روشنايي قد هر چي بگي بيشتر فاصله هست و هرگز نمي توني بهش نزديك شي.

نمي تونم نزديك شم .

عذاب اوره.

 ميدوني وقتي تو عالم ادما بين همه ميون چشمهايي كه دارن تحقيرت مي كنن . ميون صداهايي كه همه اشون مي خوان بهت بگن .كه تو يه احمقي فقط  يه اشتباه كردي اونم اعتماد به ادمي بوده كه خودش توي كثافت كاريش خفه شده همه ي دنيا مي خواد اينو بگه .

 اما تو چي؟

 وقتي ميون اين همه نفسهاي تند و بي واهمه از اين كه بابا دارين يه دل رو مي شكنين

داري گريه ميكني و همه بهت نگاه مي كنن و تو دنبال يه جاده هستي كه تنهاي تنها فقط گريه كني بگي چرا ؟؟؟؟؟؟؟
‌چراصادقي كه جمعه ها بهش مي گفتم سلام برسون حالا به خاطر هر چي منو ول كرد و رفت با يكي ديگه كه البته فقط خودش مي دونه چرا دلش يهو لغزيد

اون رفته؟

 مي خواي باور كنم؟

 الان هشت ماه كه ميون اين سياهي دارم زندگي مي كنم و گاهي دلم در حسرت يه قطره اشك مي تركه . اشكي كه گونه هامو خيس كنه.

باور كن.

من هشت ماه كه ميون اين سياهي دارم نفس مي كشم .

عكس هايي رو مي بينم كه نمي خوام.

من مي بينم صادق رو كه گريه ميكنه. فرياد مي كنه. توي آشپزخونه ي خونه اش هست . داره همه چيو ميشكنه. ميز تلفن توي حاله . صداي زنگ تلفن رو مي شنوم . صادق مي اد طرف تلفن اما برش نمي داره . انگار مي خواد همه چيو خفه كنه . تلفن مي ره رو حالت پيغام گير .

: دايي . دايي كجايي؟ من منتظرتم ها . دايي دير نكني . دايي فيلم دو ساعت ديگه تموم مي شه . دايي نكنه همه برن من تنها بمونم . دايي جون دوستت دارم . مي بوسمت . باي باي دايي

صادق من . داره ديوونه مي شه . من اين جا ايستادم اما اون منو نمي بينه . صندلي رو از كنار ميز بر مي داره و مي زنه روي ميز تلفن . تلفن خرد مي شه . صندلي رو مي زنه به وسط بوفه . يه بوفه ي شيشه اي هست . توش ايينه كاري شده است. صادق من عزيز من مي ايسته جلوي ايينه و خودشو نگاه مي كنه اما دوباره صندلي رو مي زنه تا همه چيز خرد خرد بشه و هيچ چيزي باقي نمونه . همون طور كه منو خرد كرد . منو نابود كرد .

 صادق . صداش مي زنم . يه تيكه شيشه توي دستاشه . انگار مي خواد .

 نــــــه .

 صدام مي زنه . ترانه ترانه كجايي .

 ترانه

 من گريه نمي كنم . اما اون داره فرياد مي زنه و بغزش تركيده . هاي و هاي گريه مي كنه و اسم منو صدا مي زنه .

 

 

كار از كار همه ي مردم دنيا گذشته . ادما خودشون خوب مي دونن كه چي كار ميكنن.

 اما گاهي فكر مي كنم مگه مي شه يه ادم ، دل كوچيك يه نفر ديگه رو بشكنه و بعد با يه جمكران رفتن ،اقا اونو ببخشه؟؟؟؟؟؟ با يه نماز توبه خوندن ، خدا بيامرزدش ؟؟؟؟؟؟ و با يه توبه و استغفار ، بهشت خدا به پاهاي اون حلال و جهنمش حروم قدوم اون شه؟؟؟ مي شه؟؟

خدا مي بخشتش .

اما  من نمي بخشم.

نشده تا حالا چشماتو ببندي كنارش باشي؟؟؟؟

 

 من غصه ها شو ميبينم . اما خودش نمي بينه . من مي بينم چه جوري خودشو بد بخت مي كنه اما خودش نمي بينه .

اين جا كه هستم توي عمق تاريكي ميون توسل به دامن شقايق تويend  بي مرامي ِ ارزو و اميد

كجا بايد اين دستاي كبودمو به ريسمان الهي گره مي زدم كه نزدم؟؟؟

گاهي ميگم يا "همه هرچه هستي ِ كائنات" نمي گذرم از شما اگر سايه ي خوش بختي را بر فراز دل شكني تاريخي، گستر كنيد .

 من گاهي نمي تونم ببخشم .

ميبيني دل شكستن؟؟؟؟؟

 گاهي شكستن دلي كمتر از ادم كشي نيست .

 صادق اي كاش صدامو بشنوي . اي كاش بدوني هرگز . . .

 مي دوني چرا اين حرفو مي زنم . چون من حالم خرابه . چون با هيچ قرص و داروويي شفا پيدا نمي كنم. چون همه ي وجودم زخميه .

 كي ميگه فقط عشق ميتونه درمان همه چيز باشه.

 به مولا اگه يه روز دلم ، دلْ چركين ِ تو شه ، اگه يه روز بگم يه غلطي بوده كه من كردم و اگه جرات كنم يه روز واستم رو به درگاه خودش بگم اين عُجب و غرور من بوده كه توقع داشتم طلا به اين پاكي تو بندازي تو دامن من ، اون وقته كه مي تونم راحت يه نفس بكشم و از شر اين تيغ لعنتي رو كه هر جا مي رم يدك مي كشم تا اگه يه فرصت روحاني نسيبم شد بزنم رو تموم اين نامروتي هاي دنيا و خلاص شم  . خلاص شم كه هر گوشه ي دنجي تو اين امام زاده و اون مسجد گيرمي ارم ، عوض علاج گيري اين دل لامصّب ( لا مذهب نوشتم نگي بي سواده و كور كور مي نويسه كه نوشته باشه نگن عليل بوده ) همه اش يا پر تنفس مكارانه ي شيطانه يا بوي گند ريا مي اد كه تا مي ام بگم : صادقم دلم برات قدّ يه ابنبات چوبي تنگه

شيطونه توي گوشم ويز ويز راه مي اندازه كسي كه رقته ديگه رفته و باس قيده تموم خاطراتش رو اعم از كوچيك و بزرگ ، خوب و بد ، زشت و زيبا زد و رفت پي كار خود.

 كه نه از ادماي دنيا طلب كارم و نه از خدا كه همه جا هست .

. مسئله اينه كه من هيچ وقت نمي تونم از تو بيزار باشم . هيچ وقت .

  مي دوني صادق خيلي وقته ديگه بحث دل شكستنت برام مهم نيست .

ديگه عادت كردم

بزار بگم به يه مشت حرف تكراري عادت كردم كه هر چقد طول مي كشه تا باورم شه دروغه بازم دل بي عرضه ي ما مي زنه تو سرمون خاطراتي رو كه داشتيم و مي فهمونه هوي احمق ِ نا شكر يادت رفته جيك جيك مستونه ات رو ؟

اين  جاس كه دهنم قفل مي كنه و دستام اروم مي اد پايين . همون جاها كه دل ادم كه نه، روم شرمنده مي شه پيش  خدا و اروم اروم از اون دنج مي زنم كنار كه اگه بيرون نزنم از دخمه ي تنهاييم سجاده ام رو اروم اروم يه جوري كه شيطون نفهمه بابت ِ چي رخصت گرفتم عجز و ناله رو تموم كنم جمع مي كنم . مي زارم تو بقچه به خودم مي گم با چه رويي اومدم به خدا بگم دلم از حكمتت گرفته؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

 اما

 اگه از تو هم بگذرم از ماه و خورشيد هم بگذرم .از گناه قناري ها  و از معصيت كلام هم بگذرم از لغزش دل  مهربونت هم بگذرم اما فقط يه نفر مي مونه كه دلمو بد جور شاكي ِ روزگار كرده و منم منتظر جوابشم.

 بهشون گفتم. بهشون گفتم مولاي من ، ما كه عشقمون رو با نام تو پايدار مي كرديم . تا همو هرگز فراموش نكنيم .  چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 



 

"علي علي" رو گذاشته بودم واسه اين جور وقتا، اما ديگه مثل  ذكري كه حروم شه ، حروم ِ سادگي دوتا جوون شد كه خودشون هم نفهميدن چي شد.

 

 

 

  



نوشته شده توسط ستاره و سام تاریخ پنجشنبه بیست و نهم شهریور 1386 و ساعت 0:22

|+|

http://shahre-ashegha.blogfa.com

تــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــرانه

 

   زندگی مثل یه فنجون می مونه که وقتی به

بالا پرتش کنی اصلا نمی چرخه ولی وقتی به

 زمین بخوره به هزار تیکه می شکنه . تو این تو

 هستی که باید دنبال تیکه های گمشده ی زندگیت

 بگردی .



نوشته شده توسط ستاره و سام تاریخ پنجشنبه هجدهم مرداد 1386 و ساعت 18:47

|+|

http://shahre-ashegha.blogfa.com

زنده ام

 

 

 

        از امروز به دنیا اومدم

           

 همیشه فکر میکردم چه جوری می شه خیانت رو فراموش کرد . بعد یه مدت دیدم اصلا خیانت یادم رفته فقط اون چیزی که تو ذهنم بود راه حل فراموش کردن بود. پس می تونم بگم زمان ادمو اروم میکنه . بهترین نعمات خدا خواب و زمان هستن.

من تازه به دنیا اومدم . همه چیز رو فراموش کردم. همه چیز رو.

پس دوستای عزیزم کمکم کنید هیچ چیز رو به خاطر نیارم.

 



نوشته شده توسط ستاره و سام تاریخ چهارشنبه بیستم تیر 1386 و ساعت 18:16

|+|

http://shahre-ashegha.blogfa.com

کدامین جاده امشب می گذارد سر به پای تو ؟

 

 

                 راست گفته بود عشق

  یا به بغض بی قرار جاده ها نگاه کن یا به من که در مقابلت نشسته ام

 خسته ام

 خسته ام از ازدحام جاری کلام

 از سکوت

 از نبودن همیشه ی خدا

             سر به روی مهر  شانه های تو نهاده ام

                    بی امان های و های گریه میکنم

           و بعد هی صدا

                                       هی صدای بی دلیل

                     

                               هی سکوت

                                                   هی سکوت بی صدا

 مثل این که یک نفر خسته است

  راست گفته بود عشق

                       راست گفته بود .

    



نوشته شده توسط ستاره و سام تاریخ یکشنبه دهم تیر 1386 و ساعت 17:44

|+|

http://shahre-ashegha.blogfa.com

 

 

                   برای تویی که خیلی دوستت دارم :

 

   بدانيم هيچ صيادي از جوي حقيري که به مردابي ميريزد

 مرواريدي صيد نخواهد کرد

 

  



نوشته شده توسط ستاره و سام تاریخ جمعه چهارم اسفند 1385 و ساعت 17:23

|+|

http://shahre-ashegha.blogfa.com

 

 

   ضرب المثل جديد : 1- چاه مکن بهر کسي ، خسته ميشي 2

- ديگ به ديگ چيزي نمي گه 3

- شلوار مرد که دو تا شد ، حال مي کنه

4- گر صبر کني ، زير پات علف سبز مي شه

 5- صلاح مملکت خويش ، رئيس جمهور داند

 6- جوجه رو هروقت بشمري جيک جيک مي کنه

 7- عيسي به کيش خود ، موسي به بندر عباس 8

- کوه به کوه نمي رسه ، ميّت رو زمين نمي مونه 9

- آشپز که دوتا شد هيچ کدوم غذا درست نمي کنن

 10- پاتو از گليمت درازتر نکن ، پات دراز مي شه شلوار به پات کوتاه مي شه



نوشته شده توسط ستاره و سام تاریخ جمعه چهارم اسفند 1385 و ساعت 17:12

|+|

http://shahre-ashegha.blogfa.com

 

 

    نگفتی هم نگفتی زیاد مهم نیست

به او نگو دوستت دارم براش بنويس دوستت دارم آخه ميدوني آدما گاهي

 اوقات خيلي زود حرفاشونو از ياد ميبرن ولي يه نوشته به اين سادگي ها

 پاک شدني نيست گرچه پاک کردن يک کاغذ از شکستن يک قلب هم ساده تر

است ولي تو بنويس



نوشته شده توسط ستاره و سام تاریخ جمعه چهارم اسفند 1385 و ساعت 17:10

|+|

http://shahre-ashegha.blogfa.com

 

                   

                                 زدم به سیم خل بازی . شدم دیوونه تر از دیوونه ی همیشگی

بهتر از دل عاشق سوخته است کله ای که دیوونه است

 "من خسته ترین واژه ی ملموس شبم کاش در این وسعت تاریک یک نفر درد مرا می فهمید ..."



نوشته شده توسط ستاره و سام تاریخ جمعه چهارم اسفند 1385 و ساعت 17:7

|+|

http://shahre-ashegha.blogfa.com

منو اونی که خیلی دوسش دارم

 

 

                                 

ye ghese pore ghose : ye goli bood pore khaar . hava sar shod gole ma sardesh shod .khazoone bagh ke biad hame ja sard ke mishe hichi hishki unja nemimone joz tanhaee bagh & khaterate zibaee ke dare . ama gole man be door az bagh to ghalbe mane . gole man tanhaye tanhast . choon to ghalbam faghat jaye une . hava sard shod gole man sardesh shod . man delam baraye golam kheily misookht . khob unam toye tanhaeesh misokht . ta in ke ye rooz ye parvane az jelooye chesham rad shod . gole man divooneye un parvane shod . parvane par keshidoo raft . gole man ghossash shod . parvane kheily zood bargasht . mond toye ghalbe man . ta gole man az tanhaee dar biad. ( merc parvane ) . hala hamisheye hamishe gole man ba parvanash mimone.ama gahi momkene parvane aziat she ama pishe golam mimone .

درسته كه دارم مي گم اون عوض شده ولي

                  اين منم كه اونو خيلي اذيت مي كنم . من اونو خيلي اذيت مي كنم .

 بهتره بگم  خيلي بي منظور ولي گاهي اونو خيلي ناراحتش كردم خيلي

   تصميم گرفتم خودمو اصلاح كنم

                                          تقصير منه

  من بدم خيلي هم بدم

وگرنه اين طوري نمي شد

 



نوشته شده توسط ستاره و سام تاریخ یکشنبه بیست و دوم بهمن 1385 و ساعت 23:38

|+|

http://shahre-ashegha.blogfa.com

شده تا حالا

 

 

سلام

 نافرم دلم گرفته نافرم داغونم

هر کی منو می شناسه می دونه از منا متنفرم

دیگه به خودمم نمی تونم اعتماد کنم

اخه تنها کسی رو که تو زندگی داشتم از دستم رفت

جلو چشمام رفت

ازش التماس کردم

ولی رفت

نرفته ها هستش

ولی دیگه اون ادم سابق نیست

عوض شده خیلی زیاد

خدایا یه کاری کن

بچه ها دعا کنین برگرده

دعا کنین اینا همه اش یه شوخی باشه

خدا کنه فقط برگرده

من قلبم درد می کنه

دارم زار می زنم که اون برگرده

همه چیزمو می دم

یه بار دیگه صدام کنه

دیگه نمی تونم زنده بمونم

 



نوشته شده توسط ستاره و سام تاریخ جمعه بیستم بهمن 1385 و ساعت 23:48

|+|

http://shahre-ashegha.blogfa.com

شده تا حالا

 

 

سلام

 نافرم دلم گرفته نافرم داغونم

هر کی منو می شناسه می دونه از منا متنفرم

دیگه به خودمم نمی تونم اعتماد کنم

اخه تنها کسی رو که تو زندگی داشتم از دستم رفت

جلو چشمام رفت

ازش التماس کردم

ولی رفت

نرفته ها هستش

ولی دیگه اون ادم سابق نیست

عوض شده خیلی زیاد

خدایا یه کاری کن

بچه ها دعا کنین برگرده

دعا کنین اینا همه اش یه شوخی باشه

خدا کنه فقط برگرده

من قلبم درد می کنه

دارم زار می زنم که اون برگرده

همه چیزمو می دم

یه بار دیگه صدام کنه

دیگه نمی تونم زنده بمونم

 



نوشته شده توسط ستاره و سام تاریخ جمعه بیستم بهمن 1385 و ساعت 23:47

|+|

http://shahre-ashegha.blogfa.com

شده تا حالا

 

 

سلام

 نافرم دلم گرفته نافرم داغونم

هر کی منو می شناسه می دونه از منا متنفرم

دیگه به خودمم نمی تونم اعتماد کنم

اخه تنها کسی رو که تو زندگی داشتم از دستم رفت

جلو چشمام رفت

ازش التماس کردم

ولی رفت

نرفته ها هستش

ولی دیگه اون ادم سابق نیست

عوض شده خیلی زیاد

خدایا یه کاری کن

بچه ها دعا کنین برگرده

دعا کنین اینا همه اش یه شوخی باشه

خدا کنه فقط برگرده

من قلبم درد می کنه

دارم زار می زنم که اون برگرده

همه چیزمو می دم

یه بار دیگه صدام کنه

دیگه نمی تونم زنده بمونم

 



نوشته شده توسط ستاره و سام تاریخ جمعه بیستم بهمن 1385 و ساعت 23:47

|+|

http://shahre-ashegha.blogfa.com

     

وقتي رفتي ! آره رفتي !

 

    يه دو دو تا چهار تا كن ببين وقتي دل ادم مي گيره بيشتر از زخم زبون چي     دلش مي خواد ؟

 يه حساب سرانگشتي كن ببين وقتي دلم برات تنگ مي شه وقتي دلم بدجوري هواتو مي كنه وقتي مي خوام پيشم باشي باهات حرف بزنم چند سير دلخوشي ميخوام ؟

 بابا عزيز من قربونت برم

 حتما نبايد فوق ليسانس اقتصاد كلان داشته باشي تا بفهمي چقدر دوستت دارم

 حتما نبايد مدركتو از فلان دانشگاه و بهمان كشور گرفته باشي تا درك كني من ديوونه ديوونه ي تو ام !

 اصلا لازم نيست وقتي بهت مي گم خيلي عزيزي كليد F7 رو بزني تا برات اصلاحش كنه

 به خدا وقتي مي گم كمكم كني نمي خوام بهم بگي Help  رو بزنم همه چي حله

 اخه من به تو چي بگم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
 دنياي تو همينه ديگه

مهربون من

  وقتي بهت مي گم با يه نگاه تو زندگيم سروسامون مي گيره نمي خوام كه برام ويرايشش كني

  من تو رو با تموم خنگ بازي هات دوست دارم نابغه ي  من

 نمي دونم وقتي خيلي حسودي مي كنم چرا هيچي بهت نمي گم

 شايد اون موقع هم حرف قشنگي داشته باشي تا بهم بگي

 ببين

 اگه مي اي و مي خوني

 بهت مي گم

 خيلي حسودي مي كنم

 حسوديم واقعيه اينو كه مي فهمي ؟

  :D

 

 



نوشته شده توسط ستاره و سام تاریخ جمعه بیست و نهم دی 1385 و ساعت 20:40

|+|

http://shahre-ashegha.blogfa.com

مطمئن باش که مهرت نرود از دل من شاید ان روز که خاک شود منزل من

 

دلی دارم باگریه دمساز دلی با های های شب هم آواز

 

دلی دارم که دارد مشرب عشق دلی لبریز از تاب وتب عشق

 

دلی اکنده از احساس وپاکی معطر از شمیم یاس پاکی

 

دلی که اجتناب از کینه دارد ضمیر صاف چون اینه دارد

 

دلی آبی تر از امواج دریا دلی روشنتر از خورشید فردا

 

شدم با کاروان عشق همراه عطش می بارد از تاب تبم آه

 

مرادر عطر آویشن رها کن دلم را باچکاوک آشنا کن

 

شبی در بزم جان هم نوش من باش چراغ کلبه خاموش من باش

 

مطمئن باش که مهرت نرود از دل من شاید ان روز که خاک شود منزل من

دلی دارم باگریه دمساز دلی با های های شب هم آواز

دلی دارم که دارد مشرب عشق دلی لبریز از تاب وتب عشق

دلی اکنده از احساس وپاکی معطر از شمیم یاس پاکی

دلی که اجتناب از کینه دارد ضمیر صاف چون اینه دارد

دلی آبی تر از امواج دریا دلی روشنتر از خورشید فردا

شدم با کاروان عشق همراه عطش می بارد از تاب تبم آه

مرادر عطر آویشن رها کن دلم را باچکاوک آشنا کن

شبی در بزم جان هم نوش من باش چراغ کلبه خاموش من باش



نوشته شده توسط ستاره و سام تاریخ پنجشنبه بیست و هشتم دی 1385 و ساعت 17:15

|+|

http://shahre-ashegha.blogfa.com

یادته؟؟؟

 

 

يادته يه روز بهم گفتي هر وقت خواستي گريه کني برو زير بارون که نکنه نامردي اشکاتو ببينه و بهت

بخنده ...گفتم اگه بارون نيامد چي؟ گفتي اگه چشماي تو بباره اسمون گريش ميگيره ...گفتم :يه خواهش دارم

 وقتي اسمون چشمام خواست بباره تنهام نزار - گفتي به چشم ...حالا من دارم گريه ميکنم و اسمون

نميباره ........تو هم اون دور دورا ايستادي به من ميخندي

 

                                                  خوش باشی  



نوشته شده توسط ستاره و سام تاریخ پنجشنبه بیست و هشتم دی 1385 و ساعت 17:14

|+|

http://shahre-ashegha.blogfa.com

آن شب گفتي كه مي روي من گريه كردم و گفتم: به خدا مي سپارمت گفتي: بروم؟ ديدم كه در نگاه تو ترديد موج مي زند آرام گفتم: برو وقتي كه خواستي بروي گفتم: برو ولي زود برگرد! گفتي: چرا؟ گفتم: تو ميروي كه دوباره برگردي اما زودتر بيا كه چشمم به در است. برگشتي و گفتي: من هيچ وقت نمي روم من مي دانستم كه مي روي، چشمان تو را بوسيدم



نوشته شده توسط ستاره و سام تاریخ پنجشنبه بیست و هشتم دی 1385 و ساعت 13:31

|+|

http://shahre-ashegha.blogfa.com

 

    خیلی وقته اپ نکردم

    اخه یه بار حسودم گفت دیگه نمی خواد اپ کنه

   منم از حسودی ترکیدم برا همین اپ نمی کردم

 اما چند وقتی هست حسود جونم اپ می کنه و به من نمی گه

 لابد این جوری راحتتره

 

 خیلی سخته تنهایی مخصوصا اگه تنها کست تنهات بزاره



نوشته شده توسط ستاره و سام تاریخ یکشنبه بیست و چهارم دی 1385 و ساعت 11:38

|+|

http://shahre-ashegha.blogfa.com

 

 غيبت» به معناي «حاضرنبودن»، تهمت ناروائي است كه به تو زده اند و آنان كه بر اين پندارند، فرق ميان «ظهور» و «حضور» را نمي دانند، آمدنت كه در انتظار آنيم به معناي «ظهور» است، نه «حضور» و دلشدگانت كه هر صبح و شام تو را مي خوانند، ظهورت را از خدا مي طلبند نه حضورت را. وقتي ظاهر مي شوي، همه انگشت حيرت به دندان مي گزند با تعجب مي گويند كه تو را پيش از اين هم ديده اند. و راست مي گويند، چرا كه تو در ميان مائي، زيرا امام مائي. جمعه كه از راه مي رسد، صاحبدلان «دل» از دست مي دهند و قرار از كف مي نهند و قافله دل هاي بي قرار روي به قبله مي كنند و آمدنت را به انتظار مي نشينند...
و اينك اي قبله هر قافله و اي «شبروان را مشعله»، در آستانه آدينه اي ديگر با دلدادگان ديگري از خيل منتظرانت سرود انتظار را زمزمه مي كنيم.

عطر بهار ....................................................................٬٬٫٫٬٬٫٫
عطر نفس بهار تقديم تو باد
گلهاي بدون خار تقديم تو باد
گويند ز گل بهار رنگارنگ است
خوش رنگترين بهار تقديم تو باد         



نوشته شده توسط ستاره و سام تاریخ پنجشنبه شانزدهم شهریور 1385 و ساعت 11:38

|+|

http://shahre-ashegha.blogfa.com